Mohammad Taher Khodaverdi ®

Mohammad Taher Khodaverdi ®

@mtkhodaverdi Let the games begin! Are u ready for it? 💃

77 media 811 followers 885 followings

264    9    4 days ago

. When I was alone There was only you When we touch the goals In the middle of crowds I'll choose only you HBD Little bro 💜 -T

236    18    3 months ago

#Repost @mim.f_ ・・・ If you have a difference with other people, that doesn't mean you have a problem! It means you are a unique one , Be yourself , who you really are _میم‌‌.ف_ ❤️ #love #insta #instagram #instatravel #instagood #iran #travel #building #paint #wall #sky #unique

Advertisement

316    41    3 months ago

. قصه من و #بردگیم یا بهتره بگم قصه ما و بردگیم قصه ای به درازای حدود یک سال و نیم قصه شبایی که از شوق و هیجان به بیداری و خوندن و ساختن و تست کردن و خراب کردن و دور انداختن و دوباره ساختن گذشتن و احتمالا حالاحالاها قراره همینجور زیبا و دشوار بگذرن، چیزیه که فک کنم کم کم باید ازش حرف بزنم از یه راه نرفته و هزاران قصه پیش رو بسم الله

312    46    4 months ago

. بدین سان . پاییزی که زرد شد دم آخری سبز شد آسمونش آبی شد مخمل ابر چارخونش بنفش شد شاد شد قشنگ شد . پ.ن: لبخند موتی نظرمه 😍😁

228    17    6 months ago

. جام جهانی بیست ده؛ تصورشم سخت بود بالاک افسانه ای تو مرکز زمین آلمان نباشه بازی ها شروع شد آلمان پوست انداخته آلمان باهوش آلمان جوون، آلمانی که جای خالی بالاک توش احساس نمی شد جایگزین بالاک احتمالا باید یه بازیکن تنومند و فیزیکی می بود که از اول تا آخر بازی می جنگید؛ ولی نه! مسوت اوزیل بیست و یک ساله نمی دوید! باورنکردنی بود، توپو می گرفت و باهاش کیف می کرد، بهتره بگم جادو می کرد گل پشت محوطه به غنا، نامزد بهترین بازیکن جوان جام جهانی اینا همه کافی بود تا کسی یاد آلمان ۲۰۰۶ نیفته! مقصد بعد مادرید طوفانی که در کمال خونسردی اوزیل به‌پا می شد و هر حریفی رو تو برنابئو به دردسر می انداخت رونالدو همون مهره گم شده ای بود که کنار اوزیل تبدیل به خطرناک ترین کابوس برای خط دفاع بی امان رقبا می شد یورو دوازده، بازیکن رویایی که توی تمرینات تیم شرکت نمی کرد و پشت هم تو تمام بازیا بهترین بازیکن زمین‌می شد پاس گل؛ چیزی که دیگه خیلی جذاب تر از گلزنی به نظر می رسید اما‌فوتبال اسپانیا خشن تر از این حرف ها بود که اجازه بده کسی فقط ازش لذت ببره فشار رسانه ها اوزیل رو راهی لندن کرد جایی که حوصله فوتبال لذت بخش و متفاوتشو داشته باشه شاید روزای خوبی با اعتماد ونگر که از فوتبال شرافت و بازی زیبا می خواست خلق شدن ولی در نهایت سیاست پاشو تو جهان فوتبال گذاشت تا فاشیسم، مسوت اوزیل رو قربانی خودش کنه اما آلمان چه بخواد چه نخواد اوزیل جزئی از تاریخشه که هیچ جوره قابل حذف نیست حالا آرسنال درگیر سیاست صرفه جویی شده و ظاهرا قصد نداره دوباره تیمی با شخصیت قهرمانی جمع کنه اما جادوی کفش های اوزیل مثل غیرقابل پیش بینی بودن پاس گل هاش امید به معجزه رو تو ذهن هواداراش زنده نگه می داره تولدت مبارک دوست داشتنی ترین تصویری که از فوتبال دیدم @m10_official 🔥

303    30    8 months ago

. دومین جشنواره فیلم کوتاه روزبه حرکتی که سال گذشته برای آموزش بهتر و تجربه نزدیک فیلم سازی برای بچه های دبیرستان شروع کردیم و ظرف همین دو سال از نظر کیفیت به نقطه ای رسیده که باورش سخته که این مسابقه دانش آموزیه توی این‌بازه فشرده سه هفته ای مسابقه که جدا از برگزاری، نقش مشاوره و مربی گری یکی از تیم ها رو به عهده داشتم، هر روز چیزی بیشتر از شگفت‌زده شدن از این همه توانایی بچه ها برام اتفاق میفتاد توانایی هایی که قطعه گم‌شدش باور کردنشون بود حالا بچه ها چشمشون به اتفاقای بزرگتریه که براش خیز برداشتن و راه دراز نرفته ای که‌پیش روشونه

Advertisement

229    9    9 months ago

. از اون روز دیگه پرونده جام جهانی بسته شد از اون روز دیگه لحظه ای به اسم جام جهانی یادم نمیاد نمی دونم جام جهانی بعدی قراره کی باشه #diemannschaft #dfbteam #bestneverrest #worldcup

255    23    12 months ago

. معلم غریب واژه ایست! آسان نیست گفتن از حقایق، حال آنکه خود هر روز در جستجوی حقیقت به اسراری جدید پی می بری و خود به عنوان دانش آموز این زندگی و وقایعش طی طریق می کنی. هر روز آدمی تازه ای، و شاید از مانند امروز نبودن سخنان قبلی ات ناخشنود! از کمال می گویی و خود در قدم های اول راهی نرفته ای. و چه باشکوه و پرتلاطم و چه بسیار رعب انگیز است آن‌لحظه که فردی تو را همچون قطعه ای از آینده خود متصور می شود و به امتداد مسیرت، علاقه مند؛ شیرین چون‌عسل که تاثیر بر انسان چه چیز شگرفیست، و ترسی بزرگ از این‌بابت که در این مسیر باید بایستی تا بتواند بایستد، تو حق پا پس کشیدن نداری تا بیاموزد که پا پس نکشد، تا کم کم پیچ و خم راه را بیاموزد و از تو نیز پیشی گیرد. و خود در این میان، دانش آموزترینی! روز معلم‌بر معلمان، متعلمان و بزرگ‌معلم بشریت مبارک 🌱

306    36    1 year ago

. میلاد فرخنده و باسعادت علیرضا رو به همه دوست داران آن خسته تبریک و تهنیت عرض می نماییم. . در تصویر بالا نشسته بودیم سر جوی و گذر عمر می دیدیم که ناگهان من که در بحر مکاشفت مستغرق شده بودم دریافتم که اوزیل فصل موفقی خواهد داشت و همانطور که در تصویر می بینید علیرضا از شنیدن این نکته عشق نمود.

280    13    1 year ago

. می رفت و با خود قصه ها را زیر و رو می کرد بین‌زمین و آسمان را جستجو می کرد آرایه ها در دست و آوایش خیال انگیز با داس شب هشیاری ما را درو می کرد تا خواست جان بخشی کند جان در جهان افتاد منظومه ای در راه با او گفتگو می کرد آن شب که در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی داشت می رفت و ما را شاعر صد شعر نو می کرد از شاهنامه، شهریار، از سعدی و حافظ از باغ شاعرها چه گل هایی که بو می کرد می گفت دنیا جای ماندن نیست، می خندید گویی وجود مرگ را بی آبرو می کرد از ما گذشت و در مسیر القصه جا ماندیم می رفت و دیدار کسی را آرزو می کرد . هفت روز گذشت . #آقای_حسینیان #معلم_ادبیات پایان تلخی بی پایان دی 🌂

256    10    1 year ago

. قصه از اون قراره که بعله! هیچ وقت در مورد ما هیچی سر جاش نمی تونه بوده باشه! ظاهراً قراره هر وقت قرار می ذاریم یکیمون به موقع نرسه و اونیکی تا قیام قیامت بایسته اصولاً در این موارد، یا آخرین پیام فردی که به مشکلی خورده خونده نمی شه، یا گوشی دیگری در دسترس نیست، شارژش تموم شده، یا شبکه به صورت سراسری قطعه و یا معضل گرمایش زمین و هارپ و از این داستانا بوده که جا داره عرض کنم در نود و نه درصد این موارد حقیقتاً قصور از من بوده 😅 بگذریم قصه از اون قراره که اصولاً هیچی در مورد ما چی؟ آفرین! سر جای خودش نبوده به عنوان مثال این واقعیتیه که هر دومون با عالم و آدم این همه عکسای جورواجور و بامزه داریم و وقتی که نوبت به خودمون می رسه، نمی شه یه عکس آدمیزادی از خودمون بگیریم! و مثل الآن‌کار به اونجایی می کشه که مجبور شم‌تصویری از سفرهای اشرافی جنابعالی با شعارهای منتسب به بورژوازی روی تی شرتت و نیم نگاهت به راست که از طرف ما چپ دیده می شه، به کنه استکبار جهانی رو منتشر کنم و و ناگفته نماند این طرز نگاه حاصل از دلارهای بی شمار موشن گرافیک هاییست که تصمیم می گیرن چه کسی رئیس جمهور آینده باشه! بگذریم داستان از این قراره که، آره کلا معنی نداره همه چی سر جاش باشه و اوضاع رو به راه و زمان تا دلت بخواد کند پیش بره و ما طبق قرار در محلی رویایی مواجه بشیم تا رفاقت معنا پیدا کنه؛ خوب اینجوری که همه‌تو این شرایط عند رفاقتن مهم اینه حسابی به هم‌باشی و زمان مثل فرفره و همچنین حرفایی باشه که به هر کسی نشه زد و اون موقع (با رعایت این اصل که هیچی در مورد ما سر جاش نباشه) ورود پیدا کنی و تازه بشه فهمید چرا این قضیه خاصه💡 و حالام دارم با یه ماه و نیم تاخیر بعد همه اون داستانا پست تولدتو می ذارم که در مورد ما قرار نیست هیچی سر جاش باشه و به بزرگی خودت اجازه بده پست تبریک تولدتم از داستان ما مستثنی نباشه! 😉 . 🍭زادروزت بسی مبارک!🍭 . |بیست و سه آذر به یاد ده آبان نود و شش| به وقت نفس های آخر پاییز 🍂